اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
85
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
از جايىبجايى مىدوانده است ، همواره سبب اضطراب و علّت اختلاف طبقات بهمديگر شده است ، و اغنيا در تربيت تنزّل كرده و فقرا در آگاهى ترقّى كرده و متمولين از ظرافت و سهولت اخلاق كاسته و فقرا بر ادب و اطلاع خود افزودهاند . چون در اين انقلابات اغنيا و رؤسا را از تملّق فقرا و زيردستان چاره و گريزى نبوده ، و فقرا را مراوده و نزديكى آنها دست داده ، سبب ترقى آنها گرديده است . سردارى كه از اردو و خيمه و منزل خود بيرون رفتن نتواند ، در تربيت كمتر از سرباز باشد . يك نفر از افراد لشكرى كه متّصل در حركت و تردّد از محلى به محلى ، و ملاقاتى به ملاقاتى هست ، خاصه اميد ترقى و رسيدن به درجات عاليه دارد ، محققا در همهحال و از همه جهت داناتر از سردار خود خواهد بود . اين قياس و تفاوت ميان زنهاى شهرى و دهات به اينطور نباشد . اگرچه ما غير از بغداد به ديدار زنان شهرى موفق نشديم ، اما از قرارى كه شنيديم ، زنان شهرى ايران بسيار هوشيار و دلربا و خوشگل و ظريف ، و به مراتب از شوهرهاى خود آگاهتر هستند . اما زنان روستايى كه فن طبابت ما ، آنان را به مراوده مجبور كرده بود ، بهنظر كمى احمق و بىاطلاع و نادان و بسيار معتقد به عقايد باطله و [ در انديشه ] پستتر از شوهران خويشاند . در همه حال اين زنان صورت خود را به اهتمامى بيشتر از زنان شهرى مىپوشند و در خانهء اندرونى زيادتر مستور باشند . تمامى كار خانهء خود را ، خود انجام مىدهند . پرستارى اطفال را خود كنند و مباشر طبخ خود باشند . نگهبانى گاو و گوسفند كرده ، شير و ماست و كره ترتيب داده تا شوهران [ آنان ] به شهر برده ، بفروشند . هنگام بيگارى ، چرخريسى كنند و از مدفوعات چهارپايان ، تپاله ساخته و به سبب كمى هيزم ، مىسوزانند . همچنين به صحرا روند ، زيرا عمل زراعت و خدمت شوهرانشان را اوقات مخصوص باشد . روستاييان عادتا بيش از يك زن نگيرند ، با وجود اينكه در مذهب خود تا چهار زن آنها را مباح باشد ، هيچوقت بنده و كنيز را زن نكنند و با آنها همخوابه نشوند . مگر قليلا به هنگامى كه هنوز زن نگرفته باشند . كيش ما را در گرفتن يك زن خيلى مىپسنديدند ، و مىگفتند كه بسيار زن گرفتن ، اگر اغنيا را ضررى نداشته باشد ، فقرا را ، خاصه آنان را كه طالب استراحت و دورى از جنگ و جدال هستند ، هيچ در كار نيست و بسى زيان دارد . اگرچه اين [ رسم ] كيش ما را پسند داشتند . چون مىشنيدند كه مىگفتيم زنان در انسانيت معادل و نظير ما بوده ، به همراه ما در همه جا با روى گشاده آيند و از خانهء خود گشاده روى آيند و روند ، و يا با هر مردى كه خواهند همصحبت شوند ، بنشينند و برخيزند ، و حجابى و نقابى استعمال نكنند ، بسيار اين آئين را بد و